یک کلمه ی مهم در زندگی همه ما وجود دارد:
تغییر
اصلا چرا راه دوری برویم؟ یک مثال ساده می زنم ما با بالا رفتن سن تغییر می کنیم یا نه؟ فیزیکمان، چهره مان، قد و وزنمان؟ این ذات آدم و طبیعت است.
به قول فلاسفه همه چیز در << شدن>> اسبت. این از طبیعت. کل چرخه زندگی همین است. یعنی از شکلی به شکل دیگر ما مدام در حال تبدیلیم. بعضی آدم ها بر حسب شرایط و مسائل تغییرات محسوس تری را در زندگی تجربه می کنند و بعضی هم تغییرات کمتر.
نکته ی مهم این هست:
مثبت بودن یا منفی بودن تغییرات به عملکرد ما بستگی دارد. مسلما کسی که از انسان سالم به انسان معتاد تغییر جهت داده تغییرش به نفعش نیست.
تغییر به سمت مثبت است که رشد و آگاهی به همراه می آورد و سبک زندگی را جذاب و لذتبخش می سازد.
فرآیند تغییر
تغییر در ابتدا سخت به نظر می رسد و به استقبالش رفتن خیلی راحت نیست. یکی از دلایل ترس از تغییر این است که معمولا موقعیت جدید برای ما ناشناخته و مبهم است و برای همین ناخودآگاه مقاومت میکنیم. اما به نظر می رسد پذیرفتن تغییر گاهی مواقع ناگزیر است. یعنی ما برای رشد و پیشرفت نیاز به تغییر داریم و چارهای جز این نداریم که عوض شویم!
دارن هاردی در اثر مرکب اولین مرحلهی تغییر را خودآگاهی می داند و معتقد است زمانی که فرد به این آگاهی می رسد که شرایط متفاوتی در پیش است تصمیم به تغییر خود می گیرد.
چرا باید تغییر کردن را پذیرفت؟
جیمز ران موفقیت را حاصل پیشرفت و رشد شخصی میداند یعنی زمانی شما موفق خواهید شد که به فردی متفاوت بدل شوید.
در واقع فردی که برای رشد و پیشرفت شخصیش تلاش میکند پذیرفته که در بخش هایی از زندگی و شخصیت خود باید تغییر ایجاد کند.
تغییر از درون آغاز می شود و به بیرون می رسد!
دنیای درون ما خیلی پیچیده است. هر چیزی که در دنیای بیرونی و زندگیمان می بینیم انعکاسی از درون ماست! این یعنی تا وقتی درون تغییر نکند بیرون هم اتفاق خاصی نمی افتد. بله ممکن است یک تکانه هایی اتفاق بیفتد اما مثل حباب سریع میترکد!
پس من اگر می خوام پولدار بشوم باید بذرباور و فکر ثروتمند شدن را در درونم بکارم و پرورشش بدهم. آدمی که از درون فقیر باشد در بیرون هم خیلی تفاوت نخواهد داشت!
۱- تغییر در افکار و باور
این مرحله مهم ترین مرحله است. نیاز به تغییر را حس میکند و میداند که باید باورهای تازهای برای موفقیت خلق کند. همان مثال پولدار شدن برای فردی که در باورهایش پولدار بودن یعنی دزدی. این فرد پولدار نمی شود یا اگر بشود لذتی از پول نمی برد.
تغییر باور مهم ترین بخش تغییر است چون ما به این آگاهی میرسیم که با باور قبلی راه به جایی نمیبریم. اگر قرار بود اتفاق تازهای بیفتد با همان باورها افتاده بود.
نمی توان انتظار تغییر وضعیت مالی را داشت وقتی باورهای مالی ما هنوز نیاز به واکاوی دارد. اینجاست که می گویند همه چیز از ذهن شروع می شود.
۲-تغییر در رفتار و عادت
بعد از اینکه باورها شناسایی شد(میشود با استفاده از کاغذ و خودکار باورها را یکی یکی نوشت و شناسایی کرد مثلا باورهای رایج درباره پول) حالا یکی یکی باید بگردیم ببینیم کدامهایشان نیاز به اصلاح و تغییر دارند و دست به کار شویم. ایجاد عادت جدید کار فوق العاده ایست و تغییر عادتها همیشه نیاز به یک برنامه منظم و زمانبندی دارد.
برای شکل گیری عادت جدید باید تصمیمات تازه ای گرفت تا به رفتارهای تازه منتهی شود.
۳-تغییر در شخصیت
گام نهایی تغییری است که در ما ایجاد میشود و ما را تبدیل به انسان قویتری میکند. انسانی که تغییر کرده و قویتر شده رشد شخصی بیشتری هم پیدا کرده و برای همین بیشتر امکان موفق شدن را دارد.
موفقیت ما جلوه ای از شخصیت درونی ماست. برای همین تغییراتی که در جهت رشدمان هست را باید با آغوش باز بپذیریم.
2 پاسخ
تغییر کردن واقعا سخنه اما نه اولش .
اولش که شروع می کنیم کلی هیجان و شوق و ذوق داریم و تا چند روز اول انقدر انرژی داریم که می فکر می کنیم می تونیم دنیارو عوض کنیم .اما یکم که بگذره سختیا که به چشم دیده بشن و لمس بشن مشکلات که سرکلشون پیدا بشه اونوقت که منکر هرچی تصمیم و تغییره می شیم و متاسفانه خود من بارها توی همین مرحله بیخیال ادامه دادن شدن.آدم برای تغییر کردن نیاز به انگیزه قوی داره که مدام هم براش تکرار و یاد آوری بشه -بنظرم داشتن همراه برای قوت قلب توی تغییر کردن می تونه تاثیر زیادی داشته باشه .
به امید بهترین تغییر ها برای هرکس که دوست دار تغییره .
سلام ملیکا جان
امیدوارم عالی باشی
ممنونم از کامنت خوبی که نوشتی و واقعا تغییر سخت هست و ارزشمند
پبشنهاد همراه فوق العاده و کاربردی بود.