هیچ کس ذاتا نویسنده خلق نمی شود

قطعا استعداد در هرکاری می تواند پشتوانه ی بی نظیری باشد. یک نقاش، طراحی و رنگ آمیزی و هر آنچه که مربوط به حوزه کشیدن نقش هست درک می کند و این قوه از کودکی و حتی پیشتر در او وجود داشته است و یک سفالگر می تواند طرح و نقشی را به خاک و گل بدهد که بقیه نمی توانند و این نشان از پتانسیل موجود در اوست که خلاقانه دست می برد بر گل و شکل و فرمی به آن می بخشد که تبدیل به یک اثر هنری می شود.

نقش استعداد در نوشتن

مشاغل مختلف، توانمندیهای های مختلف افراد را عیان می کنند و هر شغلی نمود یک یا چند استعداد در یک فرد است که در کنار علاقمندی به آن حرفه، به موفقیت ختم می شود.
نویسندگی هم از این قاعده مستثنی نیست و در بعضی، استعداد نویسندگی موج زده و می توانند به راحتی بنویسند، محتوا تولید و اثر ادبی خلق کنند.
بسیاری از نویسندگان مشهور اگرچه دارای ذوق و قریحه ی نوشتن بوده و هستند، اما اینکه کسی نویسنده ی مادرزاد باشد، اتفاق نادری است.
هر کاری نیاز به پرورش قابلیتهای مربوط به آن کار را دارد و صرف استعداد و ذوق دلیل بر موفقیت در آن نیست و هیچ کس به صرف اینکه مثلا نویسندگی را به ارث برده یا از ابتدا قلم خوبی داشته نمی تواند نویسنده شود. درواقع داشتن توانایی در نوشتن شاید شرط لازم باشد اما کافی نیست و تمرین و تکرار می تواند برای قدرت بخشیدن و به عبارتی پختگی نوشتن مفید باشد.

نویسندگی به چه چیزهایی نیازمند است؟

۱-استیون کینگ می گوید: اگر زمان برای خواندن نداشته باشی، زمان یا ابزار برای نوشتن نخواهی داشت. نویسنده نیازمند مطالعه است و با خواندن بی وقفه است که می تواند آثار غنی خلق کند. هرچقدر که هم اثر قریحه و الهام در نویسنده و هنرمند قوی باشد، او جدای از دنیای خودش نیست و به واقع جهانی که هنرمند در آن زندگی می کند، منبعی برای آفریدن اوست.
مصالح نوشتن اطلاعات و دامنه ی دانش یک نویسنده است . فرقی نمی کند او در چه حوزه ای بنویسد اما در بعضی حوزه ها بدون کسب مهارت و مطالعه، اساسا نویسنده قادر به نوشتن نیست.
مثلا نوشتن اثری مرتبط با تاریخ اطلاعات تاریخی می طلبد و کتابی مرتبط با جامعه شناسی یا روان شناسی به تخصص یا مطالعه داشتن پیرامون این حوزه نیاز دارد و به همین شکل در حوزه های مختلف اعم از داستان و رمان و … نیاز به داشتن اطلاعات مربوط به همان شاخه است و این می شود که یک نویسنده با ذهن خلاق و توسعه گر خود می تواند مطالب را دریافت و تجزیه و تحلیل کرده و در کار خلق اثر به کار ببندد.

۲-آشنایی با نویسندگان دیگر و سبک های ادبی

خوش ذوق ترین هنرمند هم نیاز دارد خوب ببیند و خوب بشنود و مهارتهای شنیداری و بیناییش را بیش از پیش تقویت کند. شاید یک نویسنده هیچ وقت آثار سعدی یا داستایووسکی را نخواند و خوب بنویسد و مخاطبانش را در لذت اثر سهیم کند اما همین نویسنده اگر بخواهد درک درست و جامعی از دنیای نوشتن داشته باشد نیازمند کسب دانش در مورد سبک های مختلف در نوشتن است تا حداقل نسبت به آنچه که خودش خلق می کند، باز تعریف و شناخت داشته باشد.

۳-آشنایی با دستور زبان و مهارت های نوشتار

نویسنده با زبان سر و کار دارد. فهم نویسنده از ساختار زبانی که با آن می نویسد ارتباط مستقیمی با شیوه ی نگارش او خواهد داشت. شناخت دستور زبان و آرایه های ادبی از ملزومات نوشتن است و حتی اگر نویسنده ای شیوه ی خاص خودش را در نگارش دارد، باز هم نیازمند ترکیب کلمات و جملات بدانگونه که مخاطب با آن ارتباط برقرار نماید، دارد.

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

6 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *