سفر در مسیر شغلی_ گام اول : در جستجوی شغل دلخواه

مارکینز بوکینگهام  کتابی دارد با عنوان توانایی هایتان را کشف کنید که در آن راهکارهای مختلفی ارائه می دهد تا افراد بتوانند به استعدادها و نقاط قوتشان پی ببرند.

فاکتورهایی که در انتخاب شغل موثرند

همیشه از نقش استعداد و علاقه در تعیین مسیر شغلی و انجام کاری که حس رضایت ، درآمد و…. را به فرد می بخشد، شنیده ایم.

اما واقعا چطور می توانیم به این استعدادها و علاقه مندی ها پی برده و آنها را کشف  و از آن مهم تر پرورش دهیم؟

ما سعی می کنیم در سلسله یادداشت های مربوط به مسیر شغلی به شما در فرایند لذتخبش و البته دشوار پیدا کردن کار دلخواه یاری رسانده و بر آگاهی و دانش شما اضافه کنیم. پس با ما همراه باشید و نظرات ارزشمندتان را برایمان بنویسید.

واقعیت اینجاست که بشر از قرن ها پیش و با توجه به مسائل مختلف کار کردن را وارد سبک زندگی خود نمود. اینکه دقیقا از کی انسان ها با مفهوم شغل سر و کارشان افتاد بخش زیادی از آن به مسائل اقتصادی و تحولات مربوط به آن مربوط می شود.

از یک زمانی به بعد نیازهای انسان ها فقط در تامین خوراک و گذران زندگی از طریق کشاورزی خلاصه نمی شد.

جمعیت آدم ها روی کره زمین  بیشتر و بیشتر شد ونیازهایشان از حد نظر رشد می کرد. کم کم شهرها و روستاهای بیشتری ساخته شدند و میل بشر به زندگی با کیفیت و آشناییش با لوازم  مختلف او را به این صرافت انداخت که از منابع مختلف برای رفع نیازهایشان به منظور بهبود  کیفیت زندگی بهره بگیرد.

یعنی ما شاید در ابتدا مشاغل بسیار محدودی داشتیم و صرفاً در زمینه تولید (مثل تولید محصولات  غذایی و کشاورزی) بشر فعالیت  می کرده است اما به مرور خواسته ها و نیازها تغییر کرد.

انسان های اولیه بر اثر بلایای طبیعی و بیماری ها به راحتی می مردند و رفته رفته تصمیم می گرفتند تا بیشتر از جانشان مخافظت کنند و سراغ کشف راه های درمانی و مسائل دیگر رفتند. از ترکیب انواع و اقسام گیاهان و … داروهایی می ساختند که درمان را بهبود و تسریع بخشد و به مرور درمان مساله جدی بشر شد.

همینطور در مواجهه با بلایای طبیعی و برای ایمن نگه داشتن جان خود و خانواده شان خانه سازی را پیشه کردند و روز به روز برای محکم سازی بناهای خانه شان شروع به اکتشاف و اقدام در زمینه ساخت و ساز نمودند . پیشرفت های محسوسی در زمینه های مختلف از قبیل مصداق های بالا (ساخت خانه، مسائل درمان و …) به مرور منجر به این شد که بعضی افراد در بعضی زمینه ها تبحر و تخصص بیشتری پیدا کرده و در آن  مورد بتوانند رشد کرده و راه های تازه ای را ارائه نمایند.

بنابراین در طی قرن ها، انسان هایی با عنوان مهندسان راه و ساختمان، جراحان و پزشکان، کشاورزان و دامداران و … در جوامع پدیدار شدند و ادبیات کسب و کار با این کلمات شکل و رونق گرفت و طبیعی است که در آن دوران با توجه به محدودیت امکانات و کم بودن جمعیت نسبت به امروز، ممکن بود کسی هم پزشکی بداند و هم در مهندسی سررشته و هم دستی در آتش فلسفه  داشته باشد. اما به مرور و با ارتقای سطح زندگی و از طرفی افزایش جمعیت و به تبع آن تخصصی تر شدن کارها و افزایش افراد متخصص داستان هر کسی را بهر کاری ساخته اند، در عمل هم به وجود آمد.

و به این ترتیب مساله ی پیدا کردن شغل برای افراد تبدیل به دغدغه ای جدی شد.

هدف از پیدا کردن شغل 

طبیعی است که نیاز به درآمد انسان را به سمت کار کردن سوق بدهد یا حداقل می توان گفت در ابتدا این اصلی ترین دلیل برای کار کردن بود. اینکه کسی که وارث ثروت هنگفت پدر و مادرش باشد کار نمی کرد چندان عجیب نمی نمود. اما به مرور مسائل دیگری برای طبیعت ماجراجوی انسان جالب توجه آمد که باعث شد به غیر از انگیزه ی گذران زندگی و کسب ثروت در جستجوی شغل باشد.

این ایده که شغلی داشته باشی که علاوه بر کسب در آمد به تو احساس رضایت بدهد مساله ی جدیدی بود که برای انسان دغدغه شد. انتظار اینکه فرد تنها کاری را انجام ندهد که از طریق آن به پول و رفاه می رسد بلکه در کنار این موضوع عشق ورزیدن به آن کار و کسب لذت از آن هم در الویت او باشد.

ایده ای جذاب اما به همان اندازه پرچالش. درست شبیه ازدواج که قبلا حسابش را از عشق جدا انگاشته می شد و به تدریج مساله ی ازدواج عاشقانه یعنی رابطه با فرد ایده آل و تشکیل زندگی با همان فرد مطرح گردید.

از کجا بدانیم به چه کاری علاقه ای داریم و آن کار مناسب ماست؟

 

واقعیت اینجاست که شناخت استعداد ها و علایقی که منجر به انتخاب شغل دلخواهمان می شوند کار آسانی نیست و چه بسا نیاز باشد به پرسیدن سوال های بی شمار از خودمان و بازبینی جنبه های مختلف زندگیمان. از شخم زدن خاطراتی که به سال ها قبل بر می گردند و کودکی از یاد رفته و سرگرمی هایش تا مکالمات روزمره با والدین و خواب ها و رویاهایی که گاهی به سختی به یاد می آوریمشان همگی می تواند در انتخاب شغلی که آرزومندش هستیم دخیل باشد.

درک این موضوع که پیدا کردن شغل دلخواه کاری حتی دشوار است و پیپیدگی های زیادی دارد، تا جد زیادی کی تواند آن آرامش و آسودگی خیال را برایمان به ارمغان بیاورد و از اضطراب و کشمکش های درونی ناشی از سردرگمی های مربوط به شغل ما را برهاند.

خصوصا که بدانیم بی نهایت افراد هستند که در انتخاب شغل تردیدها و ناملایمت های بسیاری را تجربه می کنند و از آن بدتر سال ها در کاری که خوشنودی کافی را به آنها نمی بخشد خصور دارند و راهی برای بیرون آمدن از آن پیدا نمی کنند.

طبیعت انسان اینطور است که گاهی مسائل بنیادین را پیچپیده ببیند.

موانع پیدا کردن شغل دلخواه

رسیدن به درآمد از کاری که از انجام آن لذت می بریم بی شک از دوست داشتنی ترین ترکیب های دنیا به شمار می آید. در کنار شور و شعف درونی که اشتغال به کار مورد علاقه در ما ایجاد می کند باعث می شود که بیشتر و بهتر در آن رشد کرده و زوایای بیشتری از استعدادها و شخصیت خود را بشناسیم.

 

اما رسیدن به این مساله به دلایل مختلف آسان نیست:

۱- نداشتن مهارت های مورد نیاز

۲- نداشتن اطلاعات در مورد فرصت های موجود

۳- فقدان شناخت نسبت به اهداف خود و نبود هدفگذاری و برنامه ریزی مشخص

بنابر این طبیعی و قابل پذیرش است که برای پیدا کردن کار رضایت بخش نیاز به مطالعه و بهره گیری از تجرییات یا راهنمایی مشاوران داشته باشیم. حتی ممکن است فرآیند جستجو و یافتن شغل دلخواهمان سال ها زمان ببرد.

 

با زندگی شغلیمان چه کنیم؟

این سوالی است که هر فردی در زندگیش بارها و بارها ممکن است از خود بپرسد . اینکه انتخاب چه نوع شغلی ما را به آرزوها و اهدافمان و از همه مهم تر آرامش می رساند. مسلما هیچ کسی بهتر از خود ما جواب این پرسش را نمی داند و برایش نمی تواند وقت بگذارد.

ذهن ما به دلایل مختلفی ممکن است نتواند به راحتی شغلی را که برایش مناسب هستیم کشف کند و این به عوامل مختلفی برمی گردد. ما در خانواده هایی رشد می کنیم که باورهای مختلفی را از همان سنین کودکی در مورد شغل به ما خورانده اند. جامعه، فرهنگ، رسانه ها و … در کنار والدین نقش مهی در شکل گیری شخصیت شغلی ما ایقا می کنند و برای همین شناخت خود و توانمندی های اصلی و اصیلمان که لذت برخوردی از موهبت کار رضایتبخش را نصیبمان کنند کاری است دشوار و مستلزم تکاپویی پایان ناپذیر است. باید این سختی را پذیرفت تا قادر به برداشتن گام های موثر بود. اگرچه افراد زیادی هستند که فکر می کنند اینکه چه شغلی مناسبشان است قرار است به یکباره و ناگهانی بر آنها نازل شود اما منطقی تر باور و قبول این مساله است که رسیدن به کاری که دستاوردهای مادی و معنوی رضایت بخش داشته باشد امری است تدریجی و نیاز به بررسی و شناخت دارد.

معلمان فوق العاده ای که سر از مطب درآورده و هنرمندان بالقوه ای که مهندسانی معمولی هستند و شاید بهتر می بود با درک درست از خود و مهارت های درونیشان دنبال چیزی بروند که در آن درخشش و آرامش بیشتری در انتظارشان بود. درک اینکه خلق اثر هنری برای یک روزنامه نگار که کسالت باری حرفه اش را بارها و بارها حس کرده، می تواند چه نیرو و هیجان شکفت انگیزی داشته باشد و او را به چه احساسات و عواطف لذت بخشی راهنمایی کند بی شک از تجربیات عمیق سفر شغلی فردی او محسوب می شود.

شاید در هیچ دورانی به اندازه ی کودکی نشود این احساسات و عواطف سرخوشانه را جستجو کرد. برای همین از بهترین راهکارهایی که می شود تجویز نمود سر زدن به خاطرات دوره ای است که شاید خیلی از مسایلش را حتی به یاد نیاوریم.

بله!

عجیب و شگفت انگیز است که ما سرنخ و کلید را داریم اما باید بگردیم تا قفل ها را یکی یکی پیدا کرده و درها را باز کنیم! دنیای پیش رو قطعا دنیایی است که ما را به عمیق ترین خواسته ها و آرزوهایمان می رساند!

 

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *